قوی سپید عاشق
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه ، چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كاين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد آنجا بميرد
شب مرگ از بيم ، آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا درآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش باز كن
كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 16:41 توسط فهیمه صفاریه
|
تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من