دکتر خدا منو دوست داری ؟؟

دکتر خدا !
می شود بی نسخه
خودت را برایم بپیچی ؟
من
هر هشت لحظه یک بار
"تو"، درد دارم . . .
و بیزارم از بیمه های
خود ساخته ی بنده هایت . . .
دکتر خدا !
می شود بی نسخه
برایم باشی ؟
من همیشه فراری ام از
قانون های با تو بودن
که بنده های مریضت می پیچند . . .
دکتر خدا !
می شود نور نشوی و
خودت باشی
برای قلب بیمار و تنهایم ؟
قول می دهم
بنده ها
هیچ بویی از بودنت با من
نبرند . . .
تو فقط
خودت را برایم بپیچ
دکتر خدا . . .
همین ..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۶ ساعت 15:21 توسط فهیمه صفاریه
|
تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من