دکتر خدا !

می شود بی نسخه

خودت را برایم بپیچی ؟

من

هر هشت لحظه یک بار

"تو"، درد دارم . . .

و بیزارم از بیمه های

خود ساخته ی  بنده هایت . . .

دکتر خدا !

می شود بی نسخه

برایم باشی ؟

من همیشه فراری ام از

قانون های با تو بودن

که بنده های مریضت می پیچند  . . .

دکتر خدا !

می شود نور نشوی و

خودت باشی

برای قلب بیمار و تنهایم ؟

قول می دهم

بنده ها

هیچ بویی از بودنت با من

نبرند . . .

تو فقط

خودت را برایم بپیچ

دکتر خدا . . .

همین ..