دیگه دوستم نداری؟؟
در فراق یار یک چشمم گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال رسید او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 15:32 توسط فهیمه صفاریه
|
در فراق یار یک چشمم گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال رسید او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست
تو از جنس کدامين نور بودی ستاره من