...................

هيچ کس با تو نيست

در تاريکی چشمانت ستاره ها آرام ِ آراميده اند

من با تو نيستم

خوابم با خواب تو انس می گيرد

من با تو نيستم

گرمای خواب تو ِ مرا گرم می کند

بی هيچ نوازشی

بی هيچ بوسه ای

و هيچ ترانه ای

شب از نيمه گذشته

ماه بيدار است

ستاره بيدار است

درخت 

کوچه

و اشک

و چشمانم که در انتظار خواب

ستاره  و ماه و درخت هرشب بيدار است