آخر چگونه غزل بگويم

اين روزها که چشم هاي تو قافيه هاي فراري شعرهاي من شده اند؟

اصلاً تابستان نگاهت وقتي که نيست ،

گيرم مدام اين قلب کوچک بهانه گير تير بکشد

شاعر نمي شوم

شبيه يک طرح شايد

که چندي پيش آمد و کنج دفتر دلتنگي نشست

دارا و سارا هم خوشبخت شدند

در اين عصر عاشقانه هاي روي جلد

حسود مي شوم

آقا

شما دفتر ساده نداريد ؟؟؟